السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

115

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

دليل تعاقب متضادين بر موضوع واحد متن و من أحكامه أنّ المتضادَّيْن متعاقبان على الموضوع . . . للثلج والسواد للقارّ . ترجمه از جملهء احكام تضاد اين است كه به نحو تعاقب بر موضوع وارد مىشوند . دليل تعاقب ( به جاى اجتماع در موضوع ) اين است كه دو متضاد در نهايت مخالفت با يك‌ديگرند . بنابراين اجتماع در موضوع ندارند ) ؛ خواه بين آن دو يك يا چند واسطه باشد كه نسبت به هر يك از دو جانب تضاد از جانب متضاد ديگر به شمار آيد ، و اثر آن اين خواهد بود كه موضوع هيچ گاه از يكى از دو طرف تضاد خالى نخواهد بود . خواه متضادين عاريه يكى پس از ديگرى بر موضوع ورود نمايند . يا يكى از متضادين لازمهء وجود موضوع باشد مانند سفيدى براى برف و سياهى براى قير . شرح به دليل آن كه ميان متضادين نهايت مخالفت وجود دارد . هيچ گاه آنها در موضوع واحدى با يك‌ديگر اجتماع پيدا نمىكنند . بلكه ورود آنها بر موضوع به نحو تعاقب و پى در پى و به دنبال هم مىباشد . بنابر اين اگر دو عرض با يك ديگر مخالف بودند اما ميان آنها غايةالخلاف حاكم نبود امكان اجتماع در موضوع واحد را دارند مانند شيرينى و سفيدى در شكر اما اگر غايةالخلاف بين آنها وجود داشت مانند سفيدى و سياهى هرگز در يك موضوع جمع نمىگردند . حال ميان دو متضاد مانند سفيدى و سياهى گاهى يك يا چند رنگ وجود دارد كه واسطهء ميان آن دو مىباشد مانند زردى و سرمه‌اى كه وقتى آن دو را با دو طرف تضاد مقايسه مىكنيم ملاحظه مىكنيم كه زرد به دليل آن كه شفاف هست در رنگ سياه داخل نيست طبعاً داخل در رنگ سفيد است و نيز ملاحظه مىكنيم كه سرمه‌اى به دليل آن كه كدر است داخل در رنگ سفيد نيست طبعاً داخل در رنگ سياه است در اين جا